فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
185
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
داشتند جز آنكه جامههايشان كوتاه و ريششان بلند بود و موى سرشان بر جامه ريخته بود . در مردانى كه با شيرها درآويخته بودند ، نشان پردلى و دليرى نمايان بود و با خنجر زخمهاى كارى به حيوانات وارد كرده بودند . در اين جنگ خطرناك ، جز خنجر از اسلحهء بلندترى استفاده نمىكردند و اسلحهشان نظير سلاحهائى است كه امروز هم ايرانيان به كار مىبرند . در حجاريها و گلوئيهاى روى درها ، نوشته - هائى با همان حروف كه در صحنههائى روى ديوارهاى پلهها نقر شده بود و از آن سخن گفتهايم وجود داشت بدون آنكه حروف ديگرى در آنها تشخيص داده شود و اگر اينجا و آنجا نوشتههاى كوچكى با خطوط و حروفى غير از آنچه بيان كرديم مشاهده مىشد غالبا خط عربى يا ارمنى يا هندى و يا كلدانى بود كه در سوريهء امروز به كار مىبرند . پيدا بود كه اين خطوط در زمانهاى مختلف و قرنهاى بعد از زمان ساختمان بنا بوسيلهء ديداركنندگان اين معجزهء ناشناخته و ابهامآميز عهد عتيق آمده نوشته شدهاند . زيرا علاوهبر آنكه اين خطوط با خطوط قديمى اختلاف بسيار داشت بطور عمقى در مرمر حك نشده بود بلكه خراشهائى بطور سطحى بر سنگها نقش گرديده بود و بعبارت بهتر اين خطوط بوسيلهء يادگارنويسان روى سنگ نقاشى شده بود . همانطوركه در همهء كشورهاى مشرق زمين ، از اين گونه خطوط يادگارى بر ديوار كاروانسراها يا مساجد ديده مىشود و خطوط مشابهى است كه بازرگانان دورهگرد يا عابران نوشتهاند . براى آنكه تصاوير حروف برخى از نوشتههاى اين ساختمان بسيار قديمى ضبط شده باشد سفير به نقاش مخصوص خود دستور داد تصويرى از آنها بردارد كه درنتيجه اين نقاش تصويرى كاملا طبيعى و منطبق با اصل از تمامى يك سطر از نوشتهاى كه در پلكان بزرگ و در لوحهاى مرمرين و بسيار صيقلى به بلندى چهار پى و طولى به همان اندازه بسيار روشن و خوانا نقر گرديده بود نقاشى كرد . اين حروف هرمى شكل بود اما در هيأتهاى مختلف ، و اختلاف آنها به روشنى و آسانى تميز داده مىشد . دو انتهاى ديوار